تایپوگرافی و ارزش‌های بصری حروف

عقیده بر این است طراحان وظیفه انتقال ذهنیات خود و پیام موضوع را در طرح‌هایشان بر تصویر و حروف قرار می‌دهند. اینک خط ، در روند تحولات جدید ، وظیفه خود را خوانایی و سهولت نگارش نمی‌داند و کم و بیش به فرمی زیبا تبدیل شده است که در درجه اول مفهوم نوشته را قبل از خوانده شدن ، بیان می‌کند.
در این دوره با رواج تایپوگرافی که سعی در تقویت ویژگی بصری حروف و نزدیک کردن نوشته به تصویر دارد ، برخی آن را با “خط نگاره” ، “خط نگاری” ، ” کالیگرافی” و “طراحی حروف” هم‌مسیر می‌دانند. در حالی که تایپوگرافی ، اثری گرافیکی است که حروف ساختار اصلی آن را تشکیل می‌دهد و از فونت‌های موجود با دخل و تصرفاتی که در آنها برای کشف ویژگی‌های بصری حروف انجام می‌شود ، استفاده می‌کند. اما طراحی حروف به معنای آنست که الفبایی را طراحی کنیم که قابلیت تایپ در موقعیت‌های گوناگون را داشته باشد. در حالی که تایپوگرافی هدف دیگری دارد ، برخلاف مسولیتی که در دنیای سنتی به خط واگذار شده بود تا با سهل‌ترین و خواناترین صورت ، مفهوم خود را بیان نماید و در نگاه اول محتوا و مفهوم فرم یکجا به بیننده و خواننده القا شود.
اینک هنرمندان بدعت و شگفتی را به همراه زیبایی ، از اهداف مهم بصری تعیین کرده‌اند ، آنهم با سه اقدام مهم یعنی تغییر شکل در حروف (دفرماسیون) ، اغراق در حروف (اگزجریشن) و ساده‌سازی حروف (استیلزیشن) ، تا بتوانند زیبایی ، قدرت ارایه و روح تبلیغ‌گرای آن را بالا ببرند. اما این روند در بعضی مواقع تا جایی پیش می‌رود که مانند نقاشی ، به حروف بعنوان فرم محض نگاه شده است. شاید این دید در نقاشی مشکلی نداشته باشد ، اما هنرمند گرافیست در روند کاربردهای روزمره ، زیبایی را باسودمندی وگویایی ترکیب می‌کند تا بتواند ذائقه بصری انبوه مخاطبان خود را که اغلب شهروندان معمولی هستند ، تغییر و ارتقا دهد. در این صورت است که بیننده و مخاطب با مشارکت فعال خود در فهم و خواندن خط جدید ، تلاش می‌نماید و این یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های تایپوگرافی در خط معاصر است.
تحولات فرمی خط در ایران از سرلوحه‌های روزنامه‌ها شروع شد و خوشنویسان که در آن زمان عهده‌دار طراحی عنوان نشریات بودند ، به این مهم آگاهی داشتند که با باید برای طراحی عنوان ، زبان بصری جدیدی خلق نمود. آنها از خطهایی چون طغری و نستعلیق برای نوشتن عنوان‌ها  استفاده کردند و در ترکیب و نوع اتصالات آنها تغییراتی دادند. البته در پیشینه خوشنویسی ایران نمونه‌هایی از این گونه تلاش را به وفور می‌توان در دوره‌های مختلف دید. تلاشی که برای ابداع شکل‌های نوین و کشف ظرفیت‌های بصری نوشتار انجام گرفته است و در آن خط و نقش به گونه‌ای هم‌ساز درهم می‌آمیزند. طراحی عنوان ، نوعی ویترین و نمایانگر فضا و روحیه مطلب است که امروزه کمتر به آن توجه می‌شود.
از طرف دیگر ، شاید هدف اصلی تایپوگرافی ، سرعت بخشیدن به ارسال هرچه سریع‌تر پیام و برقراری ارتباط بصورت زبان بصری نسبت به نوشتار عادی باشد و مضمونی که از تایپوگرافی در اذهان جای گرفته ، آنست که حروف را بصورت درهم ریخته بر روی کار قرار گیرند. در صورتی که تایپوگرافی چنین نیست. تایپوگرافی به معنای کشف ارزش‌های بصری حروف برای بیان مفهومی جدید است و شاید بدلیل آنکه حروف چاپی فارسی به اندازه کافی دارای تنوع قلم و کاراکتر نیست ، اهمیت هماهنگی شکل و حروف با موضوع ، در جامعه ما بدرستی شناخته نشده و کمتر کسی به این نکته توجه کرده است.
ولی بطور طبیعی ، شکل حروف باید طوری انتخاب شود که دارای هماهنگی تصویری با محتوای آن باشد و در نتیجه درک مطلب برایش بهتر و مطبوع‌تر می‌شود. همان طوری که ” کیوستی واریس” چشم‌انداز فنلاند و گذشته آن را سرچشمه طراحی هنری و گرافیک فنلاند می‌داند ، ما نیز باید از جامعه و گذشته هنری‌مان تاثیر بگیریم.
تایپوگرافی فقط جابجا کردن خط کرسی حروف نیست و باید به ظرفیت‌های حروف فارسی آشنا باشیم. حروف فارسی بخاطر فرم خاصی که دارد برخلاف حروف لاتین ، اگر فواصل بین حروف برداشته شود و بهم نزدیک یا به یکدیگر بچسبند ، خوانایی خود را از دست نداده و می‌توان فرم‌های خاصی را از ترکیب فونت‌های امروزی براساس ترکیبات خوشنویسی گذشته بدست آورد. باید به این نکته توجه داشت که الفبا و حروف بعنوان نمادهایی که عهده‌دار بار فرهنگی و عاطفی هستند ، چیزی فراتر از نمایش الفبایی حروف هستند و این تجربیات برای حروفچینی صفحات نیست ، بلکه برای طراحی عنوان فیلم ، کتاب ، پوستر و . . . است.
ما برای رشد و پیشرفت تایپوگرافی باید با شناخت و توجه به ملاک‌های زیبایی‌شناسی این هنر بر پایه گرایش‌های بومی و ملی ، آن را در فضایی جهانی جستجو کنیم و با فهم صحیح از هنر ایران ، بویژه خوشنویسی ، تایپوگرافی ایران را از تایپوگرافی غربی متمایز کنیم.

عقیده بر این است طراحان وظیفه انتقال ذهنیات خود و پیام موضوع را در طرح‌هایشان بر تصویر و حروف قرار می‌دهند. اینک خط ، در روند تحولات جدید ، وظیفه خود را خوانایی و سهولت نگارش نمی‌داند و کم و بیش به فرمی زیبا تبدیل شده است که در درجه اول مفهوم نوشته را قبل از خوانده شدن ، بیان می‌کند.
در این دوره با رواج تایپوگرافی که سعی در تقویت ویژگی بصری حروف و نزدیک کردن نوشته به تصویر دارد ، برخی آن را با “خط نگاره” ، “خط نگاری” ، ” کالیگرافی” و “طراحی حروف” هم‌مسیر می‌دانند. در حالی که تایپوگرافی ، اثری گرافیکی است که حروف ساختار اصلی آن را تشکیل می‌دهد و از فونت‌های موجود با دخل و تصرفاتی که در آنها برای کشف ویژگی‌های بصری حروف انجام می‌شود ، استفاده می‌کند. اما طراحی حروف به معنای آنست که الفبایی را طراحی کنیم که قابلیت تایپ در موقعیت‌های گوناگون را داشته باشد. در حالی که تایپوگرافی هدف دیگری دارد ، برخلاف مسولیتی که در دنیای سنتی به خط واگذار شده بود تا با سهل‌ترین و خواناترین صورت ، مفهوم خود را بیان نماید و در نگاه اول محتوا و مفهوم فرم یکجا به بیننده و خواننده القا شود.
اینک هنرمندان بدعت و شگفتی را به همراه زیبایی ، از اهداف مهم بصری تعیین کرده‌اند ، آنهم با سه اقدام مهم یعنی تغییر شکل در حروف (دفرماسیون) ، اغراق در حروف (اگزجریشن) و ساده‌سازی حروف (استیلزیشن) ، تا بتوانند زیبایی ، قدرت ارایه و روح تبلیغ‌گرای آن را بالا ببرند. اما این روند در بعضی مواقع تا جایی پیش می‌رود که مانند نقاشی ، به حروف بعنوان فرم محض نگاه شده است. شاید این دید در نقاشی مشکلی نداشته باشد ، اما هنرمند گرافیست در روند کاربردهای روزمره ، زیبایی را باسودمندی وگویایی ترکیب می‌کند تا بتواند ذائقه بصری انبوه مخاطبان خود را که اغلب شهروندان معمولی هستند ، تغییر و ارتقا دهد. در این صورت است که بیننده و مخاطب با مشارکت فعال خود در فهم و خواندن خط جدید ، تلاش می‌نماید و این یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های تایپوگرافی در خط معاصر است.
تحولات فرمی خط در ایران از سرلوحه‌های روزنامه‌ها شروع شد و خوشنویسان که در آن زمان عهده‌دار طراحی عنوان نشریات بودند ، به این مهم آگاهی داشتند که با باید برای طراحی عنوان ، زبان بصری جدیدی خلق نمود. آنها از خطهایی چون طغری و نستعلیق برای نوشتن عنوان‌ها  استفاده کردند و در ترکیب و نوع اتصالات آنها تغییراتی دادند. البته در پیشینه خوشنویسی ایران نمونه‌هایی از این گونه تلاش را به وفور می‌توان در دوره‌های مختلف دید. تلاشی که برای ابداع شکل‌های نوین و کشف ظرفیت‌های بصری نوشتار انجام گرفته است و در آن خط و نقش به گونه‌ای هم‌ساز درهم می‌آمیزند. طراحی عنوان ، نوعی ویترین و نمایانگر فضا و روحیه مطلب است که امروزه کمتر به آن توجه می‌شود.
از طرف دیگر ، شاید هدف اصلی تایپوگرافی ، سرعت بخشیدن به ارسال هرچه سریع‌تر پیام و برقراری ارتباط بصورت زبان بصری نسبت به نوشتار عادی باشد و مضمونی که از تایپوگرافی در اذهان جای گرفته ، آنست که حروف را بصورت درهم ریخته بر روی کار قرار گیرند. در صورتی که تایپوگرافی چنین نیست. تایپوگرافی به معنای کشف ارزش‌های بصری حروف برای بیان مفهومی جدید است و شاید بدلیل آنکه حروف چاپی فارسی به اندازه کافی دارای تنوع قلم و کاراکتر نیست ، اهمیت هماهنگی شکل و حروف با موضوع ، در جامعه ما بدرستی شناخته نشده و کمتر کسی به این نکته توجه کرده است.
ولی بطور طبیعی ، شکل حروف باید طوری انتخاب شود که دارای هماهنگی تصویری با محتوای آن باشد و در نتیجه درک مطلب برایش بهتر و مطبوع‌تر می‌شود. همان طوری که ” کیوستی واریس” چشم‌انداز فنلاند و گذشته آن را سرچشمه طراحی هنری و گرافیک فنلاند می‌داند ، ما نیز باید از جامعه و گذشته هنری‌مان تاثیر بگیریم.
تایپوگرافی فقط جابجا کردن خط کرسی حروف نیست و باید به ظرفیت‌های حروف فارسی آشنا باشیم. حروف فارسی بخاطر فرم خاصی که دارد برخلاف حروف لاتین ، اگر فواصل بین حروف برداشته شود و بهم نزدیک یا به یکدیگر بچسبند ، خوانایی خود را از دست نداده و می‌توان فرم‌های خاصی را از ترکیب فونت‌های امروزی براساس ترکیبات خوشنویسی گذشته بدست آورد. باید به این نکته توجه داشت که الفبا و حروف بعنوان نمادهایی که عهده‌دار بار فرهنگی و عاطفی هستند ، چیزی فراتر از نمایش الفبایی حروف هستند و این تجربیات برای حروفچینی صفحات نیست ، بلکه برای طراحی عنوان فیلم ، کتاب ، پوستر و . . . است.
ما برای رشد و پیشرفت تایپوگرافی باید با شناخت و توجه به ملاک‌های زیبایی‌شناسی این هنر بر پایه گرایش‌های بومی و ملی ، آن را در فضایی جهانی جستجو کنیم و با فهم صحیح از هنر ایران ، بویژه خوشنویسی ، تایپوگرافی ایران را از تایپوگرافی غربی متمایز کنیم.

حقيقت امر بر اين هست كه بحث تايپوگرافي در كشورمون بشدت رونق پيدا كرده كه در جايگاه خودش بسيار عالي و بجا و ضروري هست .
براي اينكه به اهميت اين مطلب پي ببريم كافيه يك نيم نگاه بندازيم به آثار گرافيك كه در خارج از كشورمون طراحي می شود . هيچ تا حالا از خودمون پرسيديم چرا آثار خارجي تا اين حد براي ما جذابيت ايجاد ميكنه ؟
بدون اينكه متوجه بشيم – در ناخودآگاهمون – هم تصوير جذبمون ميكنه و هم متن . ارتباط بين اينها رو خارق العاده حس ميكنيم . مثلا اگر به پوسترهايي كه در لهستان طراحي ميشده ( مكتب لهستان ) و می شود دقت كنيم ، اهميت متن و چگونگي نگاه بصري به اونها رو بهتر دريافت ميكنيم . منظور و هدف من فقط لهستان نيست ، منظور من وسعتي بيشتر از اينهاست . يا مثلا در همين نگارگري هاي كشورمون ،‌ صفحه اي – مثلا از ليلي و مجنون نظامي – رو تصوير ميكردند و چند بيت مربوط به اون تصوير رو در جاي مناسبي از صفحه ميگذاشتند . اينها همه نشان دهنده اين هست كه فرمهاي بصري متون هم مثل تصوير اهميت دارندد . جالب بر اين هست كه پيامي كه در اثر گرافيكيمون – مثلا پوستر – ارائه ميكنيم با متن تموم می شود و به سرانجام ميرسه .
اينها رو گفتم تا به اهميت متوني كه در كارمون استفاده ميكنيم پي ببريم .
اينجا تايپوگرافي به كمك طراح مياد تا حروفي كه در كارش استفاده ميكنه را به نحوي جذابتر و كاربردي تر بكار ببره. درباره تعريف تايپوگرافي خيلي ها با هم اختلاف نظر دارند . يكسري بر اين معتقدند كه خوانايي بر زيبايي مقدم تره . يكسري 180 درجه برعكس فكر مي كنند .
نسل اول و دوم گرافيستهاي ما بر اين اعتقاد هستند كه تايپوگرافي با حروف چاپي روزنامه ها انجام می شود و از اين طريق در فرم حروف دخل تصرف كرده و فرمشون رو توانمندتر ميكنيم . شايد يكي از دلايلي كه می شود براي اين نسل آورد اين هست كه اكثرشون نقاش بودند و بر خاصيت تصويري حروف تكيه داشتند و دارندد . اما همينطور كه مياييم جلو تا به نسل چهارم ميرسيم و اونها به اين اعتقاد دارندد كه فونتهاي جدید حتی دست نوشته هم به جمع ابزار تايپي اضافه شده و اونها رو هم ميتونيم تايپوگرافي تلقي كنيم . بعضيها هم كه پا رو فراتر ميگذارند و طراحي فونت رو هم جزو تايپوگرافي ميدونند ( كه البته تعدادشون به نسبت بقيه خيلي كم است .
اينجا سوالي پيش مياد كه كدومشون درست میگویند ؟
به اعتقاد من ميانه روي در هر كاري به بهترين ختم می شود . می شود گفت هر دوشون درست میگویند . اينكه ميگم هر دو ، به خاطر اينه كه گروه سوم كه طراحي فونت رو هم تايپوگرافي ميدونن بنا به دلايلي كه بعدا ميگم ، اشتباه مي كنند .

اگر به گذشته برگرديم از سال 1468 م . که فن چاپ توسط گوتنبرگ اختراع شد هنرمندان سعی بر این کردند که صفحه ای که در آن کلمات چاپ می شود جلوه و زیبایی بیشتری داشته باشد . از همان زمان تلاش برای توانمندتر کردن حروف چاپی بیشتر شد . یکی از دلایل مهم این اقدام زیباتر کردن کتاب مقدس ( منظورم انجیل هست ) برای مسیحیان بود که جذابیت بیشتری برای آنها داشته باشد .

اگر بخواهيم به كلمه تايپوگرافي با دقت بيشتري نگاه كنيم می شود از هم جداش كرد و به type + graphic ميرسيم .
اعتقادات مشترك در نسل چهارم و دوم در اينهاست : تايپوگرافي زماني مطرح می شود كه متنمون قابليت تايپ داشته باشد /‌ نگاه بصري به عنصر تايپي اولین و مهمترين چيز در تايپوگرافيه /‌ تايپوگرافي براي يك اثر زماني مطرح می شود كه اون فونت طراحي شده باشد / طراحي فونت كار تايپوگرافر هست ولي تايپوگرافي نيست .

اما اختلافاتشون : نسل دوم بر اساس حروف چاپي روزنامه ها كار تايپوگرافي رو انجام ميده ولي نسل چهارم بر اساس هر فونتي كه تايپ بشه /‌ نسل دوم بر خوانايي تاكيد خيلي زيادي دارد ولي نسل چهارم كمتر به اين قضيه دقت دارد.
در رابطه با اصولي كه نسل چهارم درباره تايپوگرافي به اون اعتقاد دارندد ، ‌ميتونم بگم كه :
.1- امروزه اصول خوشنويسي وارد معقوله تايپ شده و با استفاده از يكسري از برنامه ها ميتونيم به خطوط خوشنويسي از جمله نستعليق و … غيره  دسترسي داشته باشيم . اما خوشنويسي و خطاطي تعريف خودشون رو دارند و نمی شود اونها رو وارد تايپوگرافي كرد . خوشنويسي يعني خوش نوشتن بر اساس يكسري اصول و قواعد از پيش تعيين شده . خطاطي هم يعني خوشنويسي براي منظور و هدفي خاص . پس خوشنویسی و خطاطي وادي خودشون رو دارند . براي هندلترينگ يا همون نوشتاري كه بصورت عادي روي كاغذ انجام ميديم هم می شود همين رو گفت .

2 – اما درباره خوانايي اثر تايپوگرافي . همونطور كه در قبل گفتم ما با استفاده از متن ،‌ پيامي كه در اثر گرافيكيمون ميخواهيم منتقل كنيم بصورت مستقيم ارائه ميكنيم . و كار گرافيك عرضه پيام بصورت تصويري هست . حالا اگر بخواهيم طوري روي فرم اين متن كار كنيم كه ديگر خوانده نشود يا اينكه به سختي خوانده شود ، پس انتقال پيامي نخواهيم داشت و اثر گرافيكيمون ناقص خواهد بود .
اما بايد تكليف بقيه فونتهاي تايپي هم مشخص بشه . چون اونها هم در آثار گرافيك حضور خواهند داشت .
در اينجا می شود گفت براي ارائه بهتر اونها هم ميتونيم اصول تايپوگرافي رو براشون اعمال كنيم . اما الزاما تايپوگرافي نيستند . همونطور كه براي طراحي تايپ فيس اصول تايپوگرافي رو از زير نظر ميگذرونيم و بهشون توجه داريم ولي كارمون تايپوگرافي نيست .