در چند سال گذشته این کلمه بین بسیاری از گرافیست‌ها و دانشجویان ایران رد و بدل می‌شود، در حالی‌که هنوز معادلی فارسی برای آن پیدا نشده است.
چند نمایشگاه اخیر تایپوگرافی که در ایران، با موضوعات مولانا و همین‌طور ضرب‌المثل‌های ایرانی، برگزار شد مکانی بود برای حضور پررنگ و پرشتاب نیروهای تازه‌نفس که تایپوگرافی را به‌عنوان یکی ازدستمایه‌های گرافیکی برای خودشان انتخاب کرده بودند.

عقیده بر این است طراحان وظیفه انتقال ذهنیات خود و پیام موضوع را در طرح‌هایشان بر تصویر و حروف قرار می‌دهند. اینک خط ، در روند تحولات جدید ، وظیفه خود را خوانایی و سهولت نگارش نمی‌داند و کم و بیش به فرمی زیبا تبدیل شده است که در درجه اول مفهوم نوشته را قبل از خوانده شدن ، بیان می‌کند.

در این دوره با رواج تایپوگرافی که سعی در تقویت ویژگی بصری حروف و نزدیک کردن نوشته به تصویر دارد ، برخی آن را با “خط نگاره” ، “خط نگاری” ، ” کالیگرافی” و “طراحی حروف” هم‌مسیر می‌دانند. در حالی که تایپوگرافی ، اثری گرافیکی است که حروف ساختار اصلی آن را تشکیل می‌دهد و از فونت‌های موجود با دخل و تصرفاتی که در آنها برای کشف ویژگی‌های بصری حروف انجام می‌شود ، استفاده می‌کند. اما طراحی حروف به معنای آنست که الفبایی را طراحی کنیم که قابلیت تایپ در موقعیت‌های گوناگون را داشته باشد.
در حالی که تایپوگرافی هدف دیگری دارد ، برخلاف مسولیتی که در دنیای سنتی به خط واگذار شده بود تا با سهل‌ترین و خواناترین صورت ، مفهوم خود را بیان نماید و در نگاه اول محتوا و مفهوم فرم یکجا به بیننده و خواننده القا شود.
اینک هنرمندان بدعت و شگفتی را به همراه زیبایی ، از اهداف مهم بصری تعیین کرده‌اند ، آنهم با سه اقدام مهم یعنی تغییر شکل در حروف (دفرماسیون) ، اغراق در حروف (اگزجریشن) و ساده‌سازی حروف (استیلزیشن) ، تا بتوانند زیبایی ، قدرت ارایه و روح تبلیغ‌گرای آن را بالا ببرند.
اما این روند در بعضی مواقع تا جایی پیش می‌رود که مانند نقاشی ، به حروف بعنوان فرم محض نگاه شده است. شاید این دید در نقاشی مشکلی نداشته باشد ، اما هنرمند گرافیست در روند کاربردهای روزمره ، زیبایی را باسودمندی وگویایی ترکیب می‌کند تا بتواند ذائقه بصری انبوه مخاطبان خود را که اغلب شهروندان معمولی هستند ، تغییر و ارتقا دهد. در این صورت است که بیننده و مخاطب با مشارکت فعال خود در فهم و خواندن خط جدید ، تلاش می‌نماید و این یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های تایپوگرافی در خط معاصر است.
تحولات فرمی خط در ایران از سرلوحه‌های روزنامه‌ها شروع شد و خوشنویسان که در آن زمان عهده‌دار طراحی عنوان نشریات بودند ، به این مهم آگاهی داشتند که با باید برای طراحی عنوان ، زبان بصری جدیدی خلق نمود. آنها از خطهایی چون طغری و نستعلیق برای نوشتن عنوان‌ها استفاده کردند و در ترکیب و نوع اتصالات آنها تغییراتی دادند. البته در پیشینه خوشنویسی ایران نمونه‌هایی از این گونه تلاش را به وفور می‌توان در دوره‌های مختلف دید. تلاشی که برای ابداع شکل‌های نوین و کشف ظرفیت‌های بصری نوشتار انجام گرفته است و در آن خط و نقش به گونه‌ای هم‌ساز درهم می‌آمیزند. طراحی عنوان ، نوعی ویترین و نمایانگر فضا و روحیه مطلب است که امروزه کمتر به آن توجه می‌شود.
از طرف دیگر ، شاید هدف اصلی تایپوگرافی ، سرعت بخشیدن به ارسال هرچه سریع‌تر پیام و برقراری ارتباط بصورت زبان بصری نسبت به نوشتار عادی باشد و مضمونی که از تایپوگرافی در اذهان جای گرفته ، آنست که حروف را بصورت درهم ریخته بر روی کار قرار گیرند. در صورتی که تایپوگرافی چنین نیست. تایپوگرافی به معنای کشف ارزش‌های بصری حروف برای بیان مفهومی جدید است و شاید بدلیل آنکه حروف چاپی فارسی به اندازه کافی دارای تنوع قلم و کاراکتر نیست ، اهمیت هماهنگی شکل و حروف با موضوع ، در جامعه ما بدرستی شناخته نشده و کمتر کسی به این نکته توجه کرده است.

ولی بطور طبیعی ، شکل حروف باید طوری انتخاب شود که دارای هماهنگی تصویری با محتوای آن باشد و در نتیجه درک مطلب برایش بهتر و مطبوع‌تر می‌شود. همان طوری که ” کیوستی واریس” چشم‌انداز فنلاند و گذشته آن را سرچشمه طراحی هنری و گرافیک فنلاند می‌داند ، ما نیز باید از جامعه و گذشته هنری‌مان تاثیر بگیریم.
تایپوگرافی فقط جابجا کردن خط کرسی حروف نیست و باید به ظرفیت‌های حروف فارسی آشنا باشیم. حروف فارسی بخاطر فرم خاصی که دارد برخلاف حروف لاتین ، اگر فواصل بین حروف برداشته شود و بهم نزدیک یا به یکدیگر بچسبند ، خوانایی خود را از دست نداده و می‌توان فرم‌های خاصی را از ترکیب فونت‌های امروزی براساس ترکیبات خوشنویسی گذشته بدست آورد. باید به این نکته توجه داشت که الفبا و حروف بعنوان نمادهایی که عهده‌دار بار فرهنگی و عاطفی هستند ، چیزی فراتر از نمایش الفبایی حروف هستند و این تجربیات برای حروفچینی صفحات نیست ، بلکه برای طراحی عنوان فیلم ، کتاب ، پوستر و . . . است.
ما برای رشد و پیشرفت تایپوگرافی باید با شناخت و توجه به ملاک‌های زیبایی‌شناسی این هنر بر پایه گرایش‌های بومی و ملی ، آن را در فضایی جهانی جستجو کنیم و با فهم صحیح از هنر ایران ، بویژه خوشنویسی ، تایپوگرافی ایران را از تایپوگرافی غربی متمایز کنیم

تایپوگرافی شاخه‌ای از گرافیک است که با استفاده از حروف چاپی روحیه و كاراكتر ثابتی را به حروف می‌دهد و با تغییرات مختلف، به مفهوم و هدف گرافیست نزدیک می‌شود.
این اواخر، تعداد زیادی نمایشگاه تایپوگرافی در ایران و کشورهای دیگر برگزار شده است که آثار ایرانی‌ در‌ آنها جایگاهی خاص و برجسته داشته‌اند.
تایپوگرافی یکی از مهم‌ترین وجوه تمایز گرافیک ایران است؛ به خاطر این‌که رسم‌الخط ما نسبت به رسم‌الخطی که در کشورهای غربی استفاده می‌شود متفاوت است. این نوع کار برای بیننده و به‌خصوص طراحان گرافیک بین‌المللی خیلی جذاب است. صرفا به خاطر این‌که فرم رسم‌الخط متفاوت است و کاراکتر حروف و الفبای فارسی یا همان الفبای عربی بسیار جذاب است، چون غربی‌ها این حروف را به اندازه‌ی الفبای لاتین ندیده‌اند.
و البته این در مورد خط چینی هم صدق می‌کند.
دقیقا. همین داستان در مورد خط چینی هم صدق می‌کند. به همین دلیل تایپوگرافی چینی و استفاده از خوشنویسی آنها در گرافیک هم خیلی مطرح شده و هم در دنیا مورد توجه است.
جوانان و گرافیست‌های ایرانی هم این روزها به شدت علاقه دارندد این سبک از هنر را یاد بگیرند. دلیلش چیست که داخل ایران هم از تایپوگرافی استقبال می‌شود؟
تایپوگرافی به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین رشته‌های گرافیک از حدود ۵۰۰ سال پیش در اروپا مطرح بوده و در طراحی گرافیک همه جای دنیا بسیار اهمیت دارد. یعنی فقط در ایران از این هنر استقبال نمی‌شود. تایپوگرافی نقش خیلی اساسی در طراحی گرافیک بازی می‌کند.

بگذارید حروف حرف خودشان را بزنند – تایپوگرافی خوب آمیزشی از داشته‌ها و الهامات، هشیاری و ناخودآگاه، دیروز و امروز، وهم و واقعیت كار، و بازی و مهارت و هنر است. «پاول رند»